گنج

شمارهٔ ۲۸

۱۱ بیت
به امتحان مکش آن ابروان ...بهکه هیچ کس نکشد آن کمان...به
به پر غیر پریدن همی بدان ماندکه بر فلک شدن از نردبان... به
خیال روی تو پختن به گریه دانی چیستکه کشت شلتوک بر ناودان... به
نبات مردی اگر ابر تهمتن باردنرست خواهد از این خاکدان...به
فتاده مفتی اندر به مال مفت چنانکبلوچ تازد بر کاروان... به
به سفله بال نیارم نگون اگرش از خاکبر آفتاب کشد آسمان... به
فقیه گول و متاع غرور و بار خدایزهی سفیر و زهی ارمغان... به
کسان و شیوه من گر کند صدای خروسکجا خروس شود ماکیان... به
خران سگان و جهان استخوان و گر تو کسیهمی به سگ فکن این استخوان... به
بر آستان بزرگان دایره سرداربه راستی بگذر زاین جهان... به
در آ به حلقه که از خاصگان دایره ایترا چکار به زنقحبگان... به