گنج

شمارهٔ ۲۶

۹ بیت
هماره بیدلان نالند از اغیار... بهخلاف من که نالم سخت سخت از یار... به
همی بر لاش پوسیده نیاکان تا به کی بالینه ای کرکس چه بر پری بدین مردار... به
قیاس رفته و آینده زین مشت خران فرماکه مشت آید نشان در معنی از خروار... به
نبینی گر همه هستی به سرگردی بپای استیبه جز...گی سامان در این پرگار... به
به وسمه اندر آن ابرو فزون برد شگفت آرمفزایش تیغ را ببریدن از زنگار... به
مرا زین خر یهودان چند و تاکی رنج جان زایدبکش آن تیغ عیسی کش بزن آن دار... به
کج است آن مرغ را منقار کانجیرش شکار آیدتو خورد انجیر نتوانی بدین منقار... به
ندانی کیستی واعظ خرت گوهر برت پالانسرت بار است و آن مندیل سگ سربار... به
به جز مردان زن خود دانم این...مردم رانرنجم گوید ار... ای سردار ... به