شمارهٔ ۴۷
آشکارا به در مفتیم ار باری هستدر نهان نیز به پیمانه کشان کاری هست
مشمر از سلسله سبحه شماران که مرازیر سجاده نهان حلقه زناری هست
خو ندارم به ستم سلسله از پا بگشاتا مرا زآن سر کو قوت رفتاری هست
وصل خواهی مکن از هجر شکایت که طبیبنرود جز ره آن کوچه که بیماری هست
زاهد ار سایه طوبی به سرم نیست چه باکدر خرابات مغان سایه دیواری هست
با خیال سر زلفت به همه شهر شبیبه دو چشمت که اگر دیده بیداری هست
همه سرگرم تماشا و تو یغما خاموشکه به صیاد رساند که گرفتاری هست