گنج

شمارهٔ ۱۳۰

۷ بیت
عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ایعکس خوبان راست سرو از آفتاب آورده ای
چرخ ماه از آفتاب آورد و تو از جام و چهربر خلاف چرخ از ماه آفتاب آورده ای
زان خط ام خون ریزد از مژگان و خیزد ای شگفت،مشک ناب از خون تو خون از مشک ناب آورده ای
تا حساب رستخیزت چیست کز قامت به خلقصد قیامت رستخیز بی حساب آورده ای
ز آفتاب آمد طراز لعل رخشان ای عجبلعل رخشان را طراز آفتاب آورده ای
سیر زاهد می دهی در راه عشق آهسته ترریشِ گاوی ، با زبان خَر در خَلاب آورده ای
خاک پهنه هوش و یغما دیده خورشید و ماهزین کمیت برق پی کاندر رکاب آورده ای