شمارهٔ ۳
ای امیری که امیران جهان خاصه و عامبنده و چاکر و مولای و سگبند و غلام
ازلی خط ور لوح که ملکی بدهیدبه ابییوسف یعقوببنلیث همام
به لتام آمد زنبیل و لتی خورد پلنگلتره شد لشکر زنبیل و هبا گشت کنام
«لمن الملک» بخواندی تو امیرا به یقینیا «قلیل الفئة» کت داد ور آن لشکر کام
عمر عمار تو را خواست وز او گشت بریتیغ تو کرد میانجی به میان دد و دام
عمر او نزد تو آمد که تو چون نوح بزیدر آکار تن او، سر او باب طعام