گنج

شمارهٔ ۲

۱۱ بیت
مملکتی بود شده بی‌قیاسعَمْرو بر آن ملک شده بود راس
از حد هند تا به حد چین و ترکاز حد زنگ تا به حد روم و گاس
رأس، ذَنَب گشت و بشد مملکتزر زده شد ز نحوست نحاس
دولت یعقوب دریغا برفتماند عقوبت به عقب بر حواس
عمر عَمْرو رفت و زو ماند بازمذهب روباه به نسل و نواس
ای غما کآمد و شادی گذشتبود دلم دایم از این پرهراس
هر چه بکردیم، بخواهیم دیدسود ندارد ز قضا احتراس
ناس شدند نسناس آنگه همهواز همه نسناس گشتند ناس
دور فلک گردان چون آسیالاجرم این اُسّ همه کرد آس
ملک ابا هزل نکرد انتسابنور ز ظلمت نکند اقتباس
جهد و جد یعقوب باید همیتا که ز جده به در آید ایاس