گنج

بخش ۴۰ - در تفسیر این آیت که انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۶ بیت
آن امانت که گفت در قرآنحاملش شد ز جاهلی انسان
آن امانت بدان که امر خداستهرکه پذرفت امر را والاست
وانکه مهمل گذاشت ماند جهولهمچو دیوان رودبسوی سفول
آدمی را چو کرد حق مختارقادرش آفرید در همه کار
میتواند سوی صلاح شدنمیتواند قرین فسق بدن
بر بد و نیک چونکه قادر شدزان سبب قابل اوامر شد
غیر انسان نبود قابل آناز جماد و نبات و از حیوان
از زمین و سماء و از خورشیداز مه و از بروج و از ناهید
هر یکی را خدای کاری دادغیر انسان کش اختیاری داد
گر نگه دارد آن امانت رابیند اندر خود او دیانت را
در خود او عرش و هم سمابیندعرش چه نور کبریا بیند
دل تو هست همچو آئینهپاک و صافی نهفته در سینه
نیک و بد را در او ببینی توپس ز جان هر دمش گزینی تو
نبود آن صور ز دل خالیبر مثال نقوش در قالی
پس تو محتاج کس چرا باشیبا تو است آن به هر کجا باشی
همچنین عشق شمس دین را شیخروز و شب مینمود پیدا شیخ