شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا
زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن توبد ای برادر از من و اعلا از آن تو
این تاس خالی از من و آن کوزهای که بودپارینه پر ز شهد مصفا از آن تو
یابوی ریسمان گسل میخ کن ز منمهمیز کله تیز مطلا از آن تو
آن دیگ لب شکستهٔ صابون پزی ز منآن چمچهٔ هریسه و حلوا از آن تو
این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن منغوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو
این استر چموش لگد زن ازآن منآن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو
از صحن خانه تا به لب بام از آن مناز بام خانه تا به ثریا از آن تو