شمارهٔ ۳۴
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنمباعث خوشحالی جان غمین من کجاست
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببینرنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماندآفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرامایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست