شمارهٔ ۲۵
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ماما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترساولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما
در آه ما نهفته خزان و بهار حسنتأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما
رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگریکردست اینچنین و ندیدست گرد ما
سد لعب بلعجب شد و سد نقش بد نشستتا ریختیم با تو، بد افتاد نرد ما
وحشی گرفت خاطر ما از حریم دیررفتیم تا کجاست دگر آبخورد ما