شمارهٔ ۱۹
خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه راسوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را
خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد استقرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشقکاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را
گرد ننشیند به طرف دامن آزادگانگر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را
می ز رطل عشق خوردن کار هر بی ظرف نیستوحشیی باید که بر لب گیرد این پیمانه را