شمارهٔ ۱۸۶
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکردکه به جاندادن من گریهٔ بسیار نکرد
که مرا در نظرآورد که از غایت نازچین بر ابرو نزد و روی به دیوار نکرد
هیچ سنگین دل بیرحم به غیر از تو نبودکه سرود غم من در دل او کار نکرد
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمییار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
روز مردن ز تو وحشی گلهها داشت ولیرفت از کار زبان وی و اظهار نکرد