گنج

بخش ۴۵ - صفت اتوکش

۸ بیت
تا چند ز دوری اتوکشباشم چو اتو میان آتش
گر روی دهد گذارمش پیشمانند خم اتو سر خویش
جانان چو در آتشم دهد جایمانند اتو ز سر کنم پای
از پرتو آفتاب رویشپر باله بود خم اتویش
دارم چو اتو به راه او مندر پا شب و روز کفش آهن
در پهلو استخوان خزیدهچون تافته ی اتو کشیده
خم از نگهش به گاه دیدنچون انگشتانه شد ز سوزن
کی هم چو اتو به او رسم منگر کفش و عصا کنم ز آهن