شمارهٔ ۶۰
یاس را هرگز مباد ای دوست در دل ره دهیزان که در این راه میافتی به چاه گمرهی
نا امیدی میکند محرومش از الطاف حقگر کسی را نیست از الطاف یزدان آگهی
از عدم یک گام نبود بیش تا ملک قدمهمچنین یک گام باشد از گدایی تا شهی
گشته زندانی مخوف از بهر دانایان محیطفتنهها از ابلهان خیزد امان از ابلهی
مقصد از خلق بشر عرفان حق بود از ازلساغر وحدت مباد از باده عرفان تهی