گنج

شمارهٔ ۴۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: افتیم۷ بیت
با توسن خیال به هر سو شتافتیماز دوست غیر، نام نشانی نیافتیم
دلبر نشسته در دل و ما بی‌خبر از اوبیهوده کوه و دشت و بیابان شتافتیم
گفتیم ترک صحبت ابنای روزگارمردانه‌وار روی دل از جمله تافتیم
معلوم شد که میکده و خانقه یکی‌ستاین نکته را چو اصل حقیقت شکافتیم
شد عاقبت کفن به تن آن جامه‌ای که مااز پود مهر و تار وفای تو بافتیم
یک ره عدم شدیم پس از مشرق وجودخورشیدوار بر همه آفاق تافتیم
وحدت اگر چه در سخن سفته‌ای ولیککوتاه کن که قافیه دیگر نیافتیم