گنج

شمارهٔ ۳۷

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: انمش۷ بیت
زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمشدرد شراب بیخودی از خم هو چشانمش
گر نفسم به او رسد در نفسی به یک نفستا سر کوی می‌کشان موی‌کشان کشانمش
زهدفروش خودنما ترک ریا نمی‌کندهرچه فسون به او دمم هرچه فسانه خوانمش
چون ز در آید آن صنم خویش به پایش افکنمدست به دامنش زنم در بر خود نشانمش
هرچه به جز خیال او قصد حریم دل کنددر نگشایمش به رو از در دل برانمش
گر شبکی خوش از کرم دوست درآید از درمسر کنمش نثار ره جان به قدم فشانمش
مست شود چو دلبرم از می ناب وحدتاسینه به سینه‌اش نهم بوسه ز لب ستانمش