گنج

شمارهٔ ۲۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یناست۷ بیت
تا سر زلف پریشان تو چین در چین استزیر هر چینی از آن جای دل غمگین است
بی مه روی بتان شب همه شب تا به سحردامن و دیده‌ام از اشک پر از پروین است
مکن از عشق بتان منع مرا ای ناصحکه مرا عشق بتان رسم و ره دیرین است
شیوه کوهکنی شیوه فرهاد بودصفت حسن‌فروشی صفت شیرین است
باغ حسن تو چه باغیست که پیوسته در اوسنبل و نرگس و ریحان و گل و نسرین است
عاشق ار خواب سلامت نکند نیست عجبعشق را درد بود بستر و غم بالین است
وحدت از صومعه گر رخت به میخانه کشیدعارف حق‌نگر و رند حقیقت‌بین است