گنج

شمارهٔ ۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارا۱۱ بیت
ای دوست مرانم ز در خویش خدا راکز پیش نرانند شهان خیل گدا را
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهتحیف است که بر خاک نهی آن کف پا را
از دست مده باده که این صیقل ارواحبزداید از آیینه دل زنگ ریا را
زاهد تو و رب ارنی؟ این چه خیال استبا دیده خودبین نتوان دید خدا را
هرگز نبری راه به سر منزل الاتا مرحله پیما نشوی وادی لا را
چون دور به عاشق برسد ساقی دوراندر دور تسلسل فکند جام بلا را
آتش به جهانی زند ار سوخته جانیبر دامن معبود زند دست دعا را
طوفان بلا آمد و بگرفت در و دشتچون نوح برافراشت به حق دست رجا را
در حضرت جانان سخن از خویش مگوئیدقدری نبود در بر خورشید سها را
از درد منالید که مردان ره عشقبا درد بسازند و نخواهند دوا را
وحدت که بود زنده خَضَروار مگر خورداز چشمه حیوان فنا آب بقا را