گنج

شمارهٔ ۶۳ - تاریخ منصب میردیوانی زینل خان

قافیه: ه۱۱ بیت
از شناسایی شه عادلآنکه دوران ندیده چون او شه
آن محیط کرم که گوش سؤالنشیند از زبان جودش نه
آرزوها ز نقطه جودشصد، هزار است و، ده صد و یک، ده
خرد از رای او گرفته فروغزآفتاب است روشنایی مه
بالد از آشنایی عفوشپیرهن پیرهن بخویش گنه
میر دیوان چو گشت «زینل خان »آن ز نیک و بد جهان آگه
معدلت پیشه خان عالیشانسر آزادگان و بنده شه
از گریبان اهل حق عدلشکرده دست خلاف را کوته
در ترازوی عدل او نکندکوه یک جو زیادتی برکه
گر نویسند از گشاد کفشصفحه دیگر بخود نگیرد ته
میر دیوان چو گشت، شد تاریخ:«میسر دیوان عدل شاهنشه »