گنج

شمارهٔ ۵۶ - تاریخ بنای گنبذی

قافیه: ان۱۶ بیت
در عهد شاه دادگر، زیبنده تاج و کمراسکندر جمشید فر، یعنی «سلیمان » زمان
شاهنشه گردون خیم، لشکر کش انجم حشمدریا دل احسان شیم آن مایه امن و امان
فرمانروای ماء وطین، ظلمت زدای کفر و دینرونق فزای شرع و دین،پشت و پناه شیعیان
دولت قلم، عقلش بنان، دوران فرس، ضبطش عنانکشور بدن، حکمش روان، مردم رمه، عدلش شبان
شد ناگه از حکم قضا، در مشهد طوس رضازآن سان زمین لرزی که شد گیتی شکسته دل از آن
دل چیست؟ والاقبه پر نور شاهنشاه دین!نور دو چشم مهر و مه، آن مقتدای انس و جان
آن کو پی کسب شرف، آیند هر دم جان بکفسایند رخ از هر طرف بر در گه او قدسیان
در دیده اهل نظر، دارد بسی نسبت اگرسایند رخ از هر طرف بر درگه او قدسیان
در دیده اهل نظر، دارد بسی نسبت اگراز نسبت این خاک در، نازد زمین بر آسمان
از خاک او هر ذره ای، به از هزاران توتیادر طوف هر لحظه ای، خوشتر ز عمر جاودان
باشد سعادت گر چن، آبش بود این خاک درگردد جهان گر انجمن، صدرش بود این آستان
معروض شد چون این خبر، بر رای شاه دادگرمعمار اخلاصش، کمر بست از پی تعمیر آن
گردید از فضل خدا، چون حق این خدمت اداآمد دل گیتی بجا، گردید از آن روشن جهان
این گنبذ خورشید ظل، تجدید چون شد گفت دل:چرخ کهن گردید نو، پیر فلک گشته جوان!
از بهر تاریخش قلم، کرد این دو مصرع را رقماول پی افتادن و، ثانی پی تعمیر آن
«افتاد گر از زلزله، این کعبه اهل زمن »«شد باز آن معمور از حکم «سلیمان » زمان »