گنج

شمارهٔ ۱۲ - در مرگ یوسف نامی سرود

قافیه: ندهاست۷ بیت
«یوسف » مصر نکویی، از جهانرفت و، چشم عالمی گرینده است
حلقه در گوش نوازشهای اوستنام حاتم در جهان تازنده است
هرکجا آزاده مردی در جهانهست، از جان و دل او را بنده است
کهنه گرگ روزگار بی وفاکم چنین «یوسف » بچاه افگنده است
از پی تاریخ، میگردید فکرزآنکه هر جوینده یی یابنده است
ناگهانم هاتفی گفتا: چرافکر تاریخت برنج افگنده است؟
چون جهان را پشت پا زد، خود بگفت:«مردم، اما نام نیکم زنده است »!