گنج

شمارهٔ ۹۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: امیکنددریا۱۱ بیت
ز طوفان خروشم، رعشه پیدا می‌کند دریاز سیلاب سرشکم، دل به دریا می‌کند دریا
ز کشکول گدایان، واشود دریادلان را دلچو آبد کشتیی، آغوش خود وامی‌کند دریا
ز دست خود به تنگ است آنکه دارد گوهری در دلبهر موجی جدا خود را ز سر وامی‌کند دریا
ز ظرف تنگ جو پروردن گوهر نمی‌آیدیتیمان را رعایت ظرف دریا می‌کند دریا
اگر خالی‌ست دستم مایه فیضی به دل دارمکه گر چشم ترم افتد به صحرا می‌کند دریا
دل دیوانه عاشق ز هر آهی به شور آیدنسیمی تا ز جا جنبد، غوغا می‌کند دریا
به دامان بزرگان دست زن، گر رتبه می‌خواهیبهای قطره باران که بالا می‌کند دریا
دل چون قطره‌ام در سینه والاگهری داردکه گر گویم نشانش، سر به صحرا می‌کند دریا
تلاش خاکساری نیست، کسر شأن بزرگان رابه پستی راه از گرداب پیدا می‌کند دریا
جمال صنع در مرآت ذات خویش می‌بیندکه با چشم گهر خود را تماشا می‌کند دریا
پرم از شور و، بر لب موج اظهارم نمی‌آیدبگو واعظ چه هم‌چشمی است با ما می‌کند دریا