گنج

شمارهٔ ۸۶

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیما۱۱ بیت
در جهان گشته سمر حرف پریشانی ماپهن باشد همه جا سفره بینانی ما
نیست ما را گله از تنگی احوال جز اینکه ملولند عزیزان ز پریشانی ما
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبیکه چرا جغد کشد منت ویرانی ما
دردسرهای جهان چاره ندارد جز مرگنیست جز خاک لحد صندل پیشانی ما
ما به قطع نظر از بیم حوادث رستیمچشم پوشیدن ما کرد نگهبانی ما
هرچه داریم چو گل بر طبق اخلاص استمانع همت ما نیست پریشانی ما
بجز از تندی سیلاب نیابد تسکینبسکه ایام بود تشنه ویرانی ما
هرچه در خاطر ما ساده دلان میگذردهمچو آیینه عیانست ز پیشانی ما
مفلسان گرچه نبردند ز ما فیض، ولیخانه گنج شد آباد ز ویرانی ما
ننهد آب رخ گریه اگر پا به میانکه ز لطفش طلبد عذر پشیمانی ما؟
غم او کرده قدم رنجه، نثاری است ضرور!نیست واعظ بعبث این گهر افشانی ما؟