گنج

شمارهٔ ۶۲۲

بنده عالم چرا از بهر ده درهم شوی؟بنده یک خواجه شو، تا خواجه عالم شوی؟!
داد خود بستان ز آیین تواضع، ای جوانکاین سعادت نیست ممکن چون ز پیری خم شوی
نطفه از پشت پدر، صورت نبندد بی سفرقطره ها باید زدن، خواهی اگر آدم شوی!
نخل را جا عالم بالا شد از پیراستنگر فزونی خواهی آنجا، باید اینجا کم شوی
پیش پاکان ره نداری، تا ز خود سازی زنیمرد شو، خواهی به مردان خدا محرم شوی
بی غمی هرجا که بینی، گریه کن بر حال ویوا شود هر جا گلی، باید برو شبنم شوی
واعظ از عالم ترا خود عبرتی حاصل نشدسخت میترسم تو آخر عبرت عالم شوی