گنج

شمارهٔ ۶۲۰

قافیه: ابینی۷ بیت
کام حاصل ای دل از آه سحر گاهی کنیگر تو، ای قطع نظر از خلق، همراهی کنی!
یک سراسر سیر آن زلف درازم آرزوستای شب وصل از تو میترسم که کوتاهی کنی!
هر چه میخواهد، بکن، تا هرچه میخواهی، کندلیک میخواهی تو دائم، هر چه میخواهی کنی!
دانه سان سر سبز تا فردا برآری سر ز خاکباید امروز از غم آن چهره را کاهی کنی
تا توانی بود از داد و دهش چون آفتاباز گرفتن مه صفت تا چند جانکاهی کنی؟!
تا توان چون موج بود آزاد در بحر وجودچند بر خود فلس چندی دام چون ماهی کنی
تا توان در دشت استغنا علم بودن چو کوهدر پس دیوار مردم تا بکی کاهی کنی؟!