شمارهٔ ۶۱۷
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: راچهمیکنی۷ بیت
تن ز هم پاشید و، فکر پوشش آن میکنیریش جو گندم شد و، اندیشهٔ نان میکنی
وقت پشت پا زدن شد، میزنی خود دست و پاوقت ترک سر رسید و، فکر سامان میکنی؟
تا جوانی زور بر ره کن، که ده زور دگراز عصا این قوت پا دستگردان میکنی
این چنین کز کبر خود را میبری بر آسمانخویشتن را عاقبت با خاک یکسان میکنی
شمع کاهد بیشتر، چندان که تابانتر شودزینهار افزون مکن خود را، که نقصان میکنی
بر سر راهی و، میجویی همان راه معاشبر لب گوری کنون، فکر لب نان میکنی
بیجوی کردار، داری چشم رحمت از کریمتخم ناافشانده واعظ، فکر باران میکنی؟!