شمارهٔ ۶۰۳
بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلیمیکنند اطفال روز و شب، به گردم جدولی
میکند درد سر دولت ز فرط اشتیاقجبهه کرسینشینان جهان را صندلی
نسبت تنپروران، تنپروری میآوردهست از آن مایل به خوابیدن، ز گلها مخملی!
از تأهل تنگدستان را، حذر کردن خطاستمیشود رزق نظر افزون، ز فیض احولی
قید عریانی است سربار علایق، مرد رابیشتر محتاج پوشش میکند سر را کلی
ما ازین دیوان مردم رو، به وحشت رستهایممیکند بر ما کمند وحدت ما مندلی
پای غم لرزد، به این دلچسبی از خاطر مرابس که شد ز آمد شد یاد جمالت، صیقلی
کار میباید، ز حرف و صوت ناید هیچ کاراز ولی گفتن، کسی هرگز نمیگردد ولی!
دستگیری نیست غیر از مرتضی واعظ از آنوقت افتادن نیاید بر زبان جز یا علی