گنج

شمارهٔ ۶

قافیه: ااینجا۶ بیت
ره عشق است،کام از ترک می گردد روا اینجاگدایان را کف دریوزه باشد پشت پا اینجا
ندارد حب جاه و دولت از اهل فنا رنگیبجای سایه پر می افکند بال هما اینجا
چنان گردنکشی عیب است در اقلیم درویشیکه در تاریکی شب قد کشد نخل دعا اینجا
نماید خاک را، هر دم به انگشت عصا پیریکه امروز است یا فردا که خواهد بود جا اینجا
ز بس در عشق، الفت نیست جز با دوست عاشق رابه نقش بوریا پهلو نگردد آشنا اینجا
حمایل میشود در گردن معشوق در عقبیهمان دستی که واعظ میکشی از مدعا اینجا!