گنج

شمارهٔ ۵۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نرا۹ بیت
غمی در دل کند ماتم سرا صحرا و گلشن راغبار دیده شام تیره سازد روز روشن را
ز خرج مال ای منعم، کسی نقصان نمی بیندجوی بر باد دادن، کم نسازد قدر خرمن را
گداز سنگ آهن را، در آتش دیدم و گفتمسزای آنکه چون جان در بغل پرورده دشمن را
دل بینا براه معرفت، چشمی نمی خواهدبه عینک احتیاجی نیست هرگز چشم روشن را
به تندی یار باید کرد نرمی را بهر کارینیاید کارها بی رشته هرگز راست سوزن را
درشتی چون کند ناکس، سر تسلیم پیش افگنبسر دزدیدنی، از خویش، رد کن سنگ دشمن را
بخواندن می شود از هم جدا نیک و بد معنیشود تا دانه پاک از که، بده بر باد خرمن را
کی نتواند از حیرت، ترا به گرد سرگشتنکند آیینه تاب عارضت سنگ فلاخن را
اثر در بی‌بصیرت نیست آن رخسار را واعظنسازد خیره نور مهر هرگز چشم روزن را