گنج

شمارهٔ ۵۴۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انستکهتو۵ بیت
غم می‌رمد، ز پیچش زلف سیاه تودل کوچه می‌دهد، به خدنگ نگاه تو
از بس که نازک است ترا چهره، می‌کندخطّ نرسته پردگی روی ماه تو
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته استدزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو
نتوان نهاد پای طلب از ادب به خاکسر داده‌اند بس که عزیزان به راه تو
امشب گشایشی نبود چشم صبح راواعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟!