گنج

شمارهٔ ۵۳۷

قافیه: ربیرون۶ بیت
که تواند شدن از بزم تو طناز برون؟تا تو در خاطر مایی نرود راز برون
بسکه از باده وصف تو، سیه مست شده استنبرد حرف سر از جاده آواز برون
بربایندگی نسبت رخسار تو کبکبرده گیرندگی از چنگل شهباز برون
نتوانی بخدنگ ستم آزرد مرامگر آن دم که بر آری ز دلم باز برون
آن چنان عالم از آوازه عیبم شده پرکه نیاید نگه از دیده غماز برون
نه چنان پای کشیده است بدامن واعظکه رود ناله اش از پرده آواز برون