شمارهٔ ۵۳۴
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشدیومن۶ بیت
بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون منگل رعنا شود، چسبانده مشق جنون من
بشد نخل دعایم روشناس عالم بالاتو گویی بید مجنونست، آه سرنگون من
مشو از عار در دیوان محشر منکر قتلمکه محضر دارد از دامان گلگون تو، خون من
باین کوتاه دستیهای طالع، چشم آن دارمکه گیرد دامن وصل تو، اشک لاله گون من
چسان دل از خم ابروی خونریز تو بردارمکه نتواند چکیدن از دم تیغ تو خون من؟
ز آه عاجزان ترسیده چشمم آنچنان واعظکه میلرزم بخود، دشمن چو میگردد زبون من