گنج

شمارهٔ ۵۳۳

پشت دست از حسرت دینار با دندان مکندل بکن از جیفه دنیا، و چندین جا مکن
از برای سبزه یی، نخلی ز پا نتوان فگندبهر برگ عیش، از دل ریشه ایمان مکن
پست خلقی مشکن، ای ظالم برای یک شکمپوست، صد درویش را، از بهر یک انبان مکن
ای که بر جان فقیران برده یی ناخن فروغیر دندان طمع، ای سگ صفت، زیشان مکن
گر دلی ویران کنی، به ز آن چه خواهی ساختن؟!خانه موری برای وسعت ایوان مکن!
غیر یک جان کندن ای واعظ نمی آید ز تواز برای زندگی، در زندگی هم جان مکن