شمارهٔ ۵۱۶
به این سامان چه ساز عیش دیگر میتوان کردن؟که باید دستگردان خنده را از زعفران کردن!
ز ما با این عصا و پشت خم، دیگر چه کار آید؟به این تیر و کمان، صید چه مطلب میتوان کردن؟!
جوانی چشم نگشوده است، کآمد موسم پیریدرین گلزار گل ناکرده میباید خزان کردن
بلندی دارد از بس رتبه افتادگی پیشمنشاید خاکساران را تلاش آستان کردن
اگر خواهی نبیند بد، تلاش بیوجودی کنکه در بیمایگی، هرگز نمیباشد زیان کردن
جواب انتقامت باید آخر داد، ای ظالموگرنه با ضعیفان هرچه خواهی، میتوان کردن
ز احوال من زار حزین، یک شمه این باشدکه: از احوال خود یک شمه نتوانم بیان کردن
ز کم گشتن فزون کن، در دو عالم قیمت خود رادرین بازار نبود مایهای غیر از زیان کردن
نباشد جای ما لببستگان واعظ در آن محفلکه باید عرض حال خویشتن را با زبان کردن