گنج

شمارهٔ ۴۶۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ام۵ بیت
گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه امشمع را خواهند بردن مرده از کاشانه ام
روزگارم خنده رو آمد ببالین هر صباحشام بیرون رفت چون دود سیاه از خانه ام
بسکه از بند حصار شهر وحشت میکندمیرمد از حلقه زنجیر خود دیوانه ام
از مکافات ستم روشندلان ایمن نیندشمع لرزد بر خود، از بیتابی پروانه ام
خانه خواه هر بلا واعظ منم در شهر عشقمنزلی سیلاب را نبود بجز ویرانه ام