گنج

شمارهٔ ۴۵۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نباک۱۰ بیت
نبود این همه گشتن پی دنیا لایقخرده جویی است نه از همت والا لایق
شربت مرگ ترا پیش لب اینک دارندنیست دیگر ز تو دوشابدلیها لایق
شهر پاکان شده نزدیک، ترا نیست دگردل آلوده بصد گونه تمنا لایق
بجز از نقطه تجرید و، بعالم خط نسخنیست دیگر سخن خال و خط از ما لایق
چند کو کوزن سر و قد و بالا؟ اکنوننبودت جز طلب از عالم بالا لایق!
بر سرت هست فلکها ز عزیزی لرزاننیست لرزیدن تو بر سر دنیا لایق
نگشودیم درین غمکده گر چشم، چه باک؟نیست این منزل ناخوش بتماشا لایق!
از خردمند غم روزی فردا عیب است!نیست امروز ترا جز غم فردا لایق
جز دل نازک پر خون، زغم صبح خماراز تو دیگر نبود شیشه صهبا لایق
دوست چون از همه یکتاست، غمش را واعظنبود غیر دل از همه یکتا لایق