شمارهٔ ۳۹
اگر نه، از گل محنت سرشته اند مرا؟چرا بجبهه خط، چین نوشته اند مرا؟
چنان ز حاصل خود غافلم، که پنداریهنوز در گل هستی نکشته اند مرا؟
ز باز چیدن دامان فیض، دانستمکه از غبار تعلق سرشته اند مرا
مرا کشاکش غم، از تو نگسلد هرگزبه پیچ و تاب خیال تو، رشته اند مرا
به کام مردم عالم، چسان شوم شیرین؟به تلخی سخن حق، سرشته اند مرا!
چگونه خون چکدم از کباب دل واعظ؟بتان بآتش دوری برشته اند مرا؟