گنج

شمارهٔ ۳۸۶

قافیه: ربهتر۸ بیت
کشد کلفت ز دنیا کم، بود هرکس به تمکین ترازین رو آب را از خاک باشد جبهه پرچین‌تر
بود منعم ز زر خوشحال و، ما از بی‌زری ناخوشز زر گل رعنا بود از پشت رنگین‌تر
به راه بندگی، دنیا مددکار است سالک راکه از آلودگی با خاک، گردد آب زورین‌تر
بود کوتاه عمری، کان بود با پیچ و تاب غمکه گردد نارساتر زلف چون گردید پرچین‌تر
به قدر طاقت خود فیض از جانان برد هرکسشود از مهر، گل بی‌رنگ‌تر، یاقوت رنگین‌تر
سبک‌روحی طلب، تا تشنه وصلت بود هرکسگوارا نیست هر آبی که در وزنست سنگین‌تر
به چشم هرکه او لذت‌شناس بندگی باشدبه یاد دوست بیداری بود از خواب شیرین‌تر
مکن امسال خود واعظ تلف در فکر آیندهکه تا وادیده‌ای پار است و پارین، بلکه پارین‌تر!