گنج

شمارهٔ ۳۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امرا۶ بیت
از بسکه سست گشته تن مبتلا مراسازد هوای چشم زدن توتیا مرا
تا رو نهد به پای تو، قالب تهی کندرشک است بر سعادت آن نقش پا مرا
تا دل بیاد آن گل رخسار بسته امدل وا نمی کند چمن دلگشا مرا
روشن شود چنانکه ز خاکستر آینهکرده است فیض سوختگان باصفا مرا
از بس متاع کاسد بازار عالممترسم به جرم نیز نگیرد خدا مرا
تیغ جفا کشید، که اول کرا کشم؟فریاد کرد واعظ، گفتا: مرا!مرا!؟