گنج

شمارهٔ ۳۲۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: امیکند۷ بیت
هست سالک با خدا، گر کار دنیا می‌کندنیست جز در بحر کشتی، رو به هرجا می‌کند
باشد از بی‌خان و مانان برگ عیش اغنیازندگانی شهر از پهلوی صحرا می‌کند
خاکساری قدرت افزاید، که در میزان گهرپله پستی چو گیرد، نرخ بالا می‌کند
گرنه ما رزق خود از بی‌جوهری پیدا کنیمهرکجا باشیم، ما را رزق پیدا می‌کند!
با زبان، خصم قوی را می‌توان کردن ضعیفسنگ را آتش به این پیوسته مینا می‌کند
زیردستان فارغ از فکر نظام عالمندزآن که کار آسیا را سنگ بالا می‌کند
می‌شوی دیوانه واعظ، پر منه سر بر سرمسنگ بالین را، سر من سنگ سودا می‌کند