شمارهٔ ۳۱۸
تند خویی مرد را بیقدر در عالم کندباده از جوشیدن بسیار، خود را کم کند
سر برون آورد عکس از روزن آیینه گفت:فیض صحبت میتواند سنگ را آدم کند!
قامت از پیری نگردد اهل غیرت را دوتاپشت مردان را، تواضع پیش دونان خم کند
بسکه ترسیده است چشمم، ز آشناییهای خلقآشنایی زخم من مشکل که با مرهم کند
پاک بینی شیوه خود کن، که فیض چشم پاکدر سرای خسروان آیینه را محرم کند
نیست سست و سخت دنیا قابل شادی و غمواعظ ما گریه بر خود، خنده بر عالم کند