گنج

شمارهٔ ۲۷۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انمیرسد۶ بیت
مرد از راه شکست خود به عزت می‌رسدسنگ تا مینا نگردد، کی به قیمت می‌رسد
روزن فانوس را مانَد حسودِ تنگ‌چشمهرکه را سوزد چراغ، او را کدورت می‌رسد
بر سر درویشی خود لرزدم دل همچو بیداز عزیزان هرکه را بینم به دولت می‌رسد
می‌برد هرکس به قدر همت از وی بهره‌ایآگهان را از جهان سفله عبرت می‌رسد
ای گل عشرت که گستردی بساط خرمیاینک اینک صرصر آه ندامت می‌رسد
گفت و گوی قسمت از ما بندگان بی‌نسبت استاز جهان واعظ به درویشان فراغت می‌رسد