گنج

شمارهٔ ۲۷۳

قافیه: رنخیزد۵ بیت
با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزداثر ناله بهمراهی دل برخیزد
رم چنان داده ز هم عشق سراپای مراکه بخون جگرم رنگ نمی آمیزد
شکر از زهر کجا صرفه تواند بردن؟عیش را گو که عبث باغم ما نستیزد!
لقمه افتد ز دهن گر نبود قسمت کسخورش اره نگر کز بن دندان ریزد
در ره عشق رسی زود بجایی واعظگر ز پای دلت این بند علایق خیزد