گنج

شمارهٔ ۲۶۳

قافیه: رمیاورد۸ بیت
پیری در خواهش بدل ریش برآوردپیشم هوس ساده رخان، ریش برآورد
پیری ز دلم برد برون یاد خط و زلففریاد که دودم زدل ریش برآورد
بود از پی صد بار فرو بردن دیگریک ره زدل، ار کژدم غم نیش برآورد
تا کام بنان شکرین گشت بدآموزما را ز لب نان جو خویش برآورد
این بود گل خیر بزرگان جهانمکز همدمی مردم درویش برآورد
از فقر گذشتیم و، بدولت نرسیدیمما را طلب آن کم، ازین بیش برآورد
آورد بلائی که کله بر سر خسرواو هم بستم از سر درویش برآورد
آن چشم بقصد دل چون سنگ تو واعظبیهوده خدنگ ستم از کیش برآورد