گنج

شمارهٔ ۲۶

قافیه: اشرا۵ بیت
صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش رابار خاطر نیست هرگز روز من خفاش را
ناقبولی آن قدر دارم که بر تصویر منخط بطلان نیست هر موی قلم نقاش را
چشم دشمن، روشن از روز سیاه من شودظلمت شب سرمه باشد دیده خفاش را
گر بخشم آن تندخو دامن ز ما افشاند و رفتمدعا دامن زدن بود آتش سوداش را
واعظ ما چشم تا وا کرد از غیر تو بستاین چنین باید بنازم دیده بیناش را