گنج

شمارهٔ ۲۳۹

قافیه: ابنمیگردد۷ بیت
کی از اسباب نیکی بدگهر فرخنده می‌گرددسگ درنده از سوزن کجا دوزنده می‌گردد
نکو از اختلاط بدکنش، بد می‌شود آخرچو با تیغ آب همدم می‌شود، بُرّنده می‌گردد
چمن تا گل نمی‌گردد، کجا گل می‌دهد ای دل؟مخور غم، این کدورت‌ها در آخر خنده می‌گردد
خدا را بنده شو، گر در جهان آزادگی خواهیکه ترک بندگی چون کرده کافر، بنده می‌گردد
عجب نبود حریص از مرگ این و آن کند شادیکه چون سیماب میرد، کیمیاگر زنده می‌گردد
عجب دانم گذارد زردرویم خجلت عصیانکه گردد سرخ‌رو هرکس که او شرمنده می‌گردد
فزاید قدرت از آمیزش روشندلان واعظبلی از قطرهٔ آبی گهر ارزنده می‌گردد