گنج

شمارهٔ ۲۱۰

قافیه: نگرفت۷ بیت
مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟داد حاتم گنجها از دست، تا دادن گرفت
نیست راهی ملک دولت را به از افتادگیمصر را یوسف ز راه چاه افتادن گرفت
کی تواند تافت بازوی زبان قفل سکوتبا خموشی میتوان داد دل از دشمن گرفت
کور سازد چشم دل را، آرزوهای درازمیتواند رشته یی سرچشمه سوزن گرفت
فکر دنیا، مانع سالک نگردد در طلبخانه نتواند ز رفتن سیل را دامن گرفت
بر سر دل، سخت دندانی نمی آید ز منمی تواند شوخی طفلی، مرا از من گرفت
در جوانی کام دل واعظ بگیر از بندگیاین طلب از عمر باید در سر خرمن گرفت