گنج

شمارهٔ ۱۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نمیکندصحرا۸ بیت
بهار است و از اشکم گل به دامن می‌کند صحراز جوش لاله یا خون گریه بر من می‌کند صحرا
نیفتد تا به راه عاقلی از بی‌خودی مجنونبه هر سو آتشی از لاله روشن می‌کند صحرا
لباس بی لباسی بر قد دیوانه می‌دوزدکه از جو رشته و از خار سوزن می‌کند صحرا
ز یک روزن که باشد در سرا روشن شود محفلسراسر این جهان را بر تو روزن می‌کند صحرا
مخور غم خرمی‌ها هست از پی تیره‌روزی راچراغ گل زدود ابر روشن می‌کند صحرا
نه خاراست آنکه در پا می‌خلد هرگام مجنون راز دل خار غمش بیرون به سوزن می‌کند صحرا
ازین بی‌آبرو مردم رمیدن زنده‌ام داردکند با ماهیان بحر آنچه با من می‌کند صحرا
چرا مجنون نگردد روز و شب بر گرد او واعظغبارش پاک از خاطر به دامن می‌کند صحرا