شمارهٔ ۱۶۸
طرف از شکستگان جهان کس نبسته استدشمن درست کرده که ما را شکسته است
جز دل که بسته اند بر آن قوم مرده دلدیگر به زندگانی دنیا چه بسته است؟
پیداست ساحل عدم اینک، ولی چه سود؟کشتی بگل از این تن خاکی نشسته است
چو ریخت عقد گوهر دندان ز یکدگرمعلوم شد که رشته روزی گسسته است
از خار بست مرگ سبکبار میجهدچیزی بخویش هرکه ز هستی نبسته است
خوانند در شریعت اخلاص، کی درستگر توبه نامه تو بخط شکسته است
صورت پذیر نیست در او، کار هیچ کسگیتی مثال آینه زنگ بسته است
آیینه زان ز نعمت دیدار منعم استکو در ز بخل بر رخ مهمان نبسته است
واعظ نکرده بال فشانی بکام خودتا مرغ دل ز دام علایق نجسته است