گنج

شمارهٔ ۱۶۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رساکناست۷ بیت
می‌دود هرسو سخن، صاحب‌سخن گر ساکن استدود مجمر هر طرف گردان و، مجمر ساکن است
هست هرجایی اگر سر، لیک پابرجاست عشقگرچه غلتانست گوهر، آب گوهر ساکن است
یار اگر شوخ است، ندهد شیوه تمکین ز دستدر نظر هرچند بی‌تاب است جوهر، ساکن است
از گران‌خوابان نیاید همرهی با رهروانرفت آب از جوی مرمر، آب مرمر ساکن است
مطمئن باشند دائم راست کیشان دور نیستدر میان حرف‌ها حرف الف گر ساکن است
مضطرب از حال من هرگز نمی‌گردد دلشچون رگ سنگی که پیش باد صرصر ساکن است
هر دلی کامروز لرزد واعظ از بیم گناهوقت پیچاپیچ دل‌ها روز محشر ساکن است